محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1147
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
و دانهاش به قدر فندقى و بعد از رسيدن خشك مىشود و كل آن سفيد مايل بسرخى و جبلى آن را مانند برك سيب و غبارالوده و سياه و ساقش با رطوبت چسبنده و نبات آن بزركتر از بستانى و كل آن بسيار سرخ و دانهاش زرد مايل بسرخى و در غلاف زردى و منبتش سنكلاخها و آن را كاكنج منوم و عنب الثعلب منوم نامند و در تخدير قوى از خشخاش و مدر بول يك مثقال آن منوم و زياده از يك مثقال مورث اختلاط عقل و چون مراد از مطلق كاكنج بستانى آنست و مستعمل از آن پوست سرخ و دانهء آنست و قوتش تا سه سال باقى است سرد و خشك در درجهء دويّم و مدر بول و دافع امراض كرده و مثانه و قرحهء آن و مخرج صفرا بادرار و مصلح حال جكر و ربو و عسر النفس و اقسام كرم معده و ماليدن عصارهء آن حافظ انها است و محلّل صلابت بواسير و رافع قروح مزمنهء كوش و مداومت آن هر روز مقدار يك مثقال جهة يرقان مجرب و بلع كردن هفت عدد دانهء آن بعد از پاكى از حيض جهة منع حبل مجرّب يافتهاند و مخدر است و مصلحش كلقند است و قدر شربتش از پوست و دانهء آن تا پنج درم است و بدلش عنب الثعلب [ جوارش كاكنج ] جوارش كاكنج ريش كرده و مثانه را دفع كند و بول خون بازدارد و حرارت بنشاند و سوزش دور كند صنعت آن بزر البنج تخم كرفس رازيانه از هريك هفت مثقال مغز تخم خيارين پنج مثقال بزر الحماض افيون مغز چلغوزهء تازه بريان مغز فندق بريان زعفران مغز بادام تلخ بريان از هريك سه مثقال كثيرا چهار مثقال كاكنج تازه پنج مثقال با دوشاب ترش بسرشند شربتى يك قاشق با آب كرم و عسل اقراص كاكنج قروح مزمنهء كرده و مثانه را نافع است و ادرار بول كند صنعت آن بزر كاكنج مغز تخم خيارين مغز تخم خربزه مغز بادام شيرين مقشر ربّ السّوس نشاسته صمغ عربى دمالاخوين كثيرا از هريك ده درم تخم كرفس و دو درم افيون يك درم كوفته و بيخته باب سرشته اقراص سازند و در سايه خشك نمايند شربتى از يك درم تا يك مثقال اين قرص بىتخم خربزه يازده جزو است سرد در يك درجه و نيم است و خشك در اخر درجهء دويم و در نسخهء شفائى تخم كرفس داخل نيست قرص كاكنج منقول از شرح اسباب و علامات قرحهء مثانه را مفيد است صنعت آن مغز تخم خيارين ده درم كاكنج سه درم تخم كرفس شهدانه كل ارمنى صمغ عربى از هريك دو درم افيون يك درم اجزا كوفته و بيخته با شراب خشخاش اقراص سازند شربتى يك درم [ قرص كاكنج ديگر بنسخهء سيد اسمعيل جرجانى كه در ذخيره ذكر كرده ] قرص كاكنج ديكر بنسخهء سيد اسمعيل جرجانى كه در ذخيره ذكر كرده و كفته كه اين قرص تسكين وجع قروح كليه و مثانه كند و كوشت تازه بروياند صنعت آن بكيرند مغز تخم خيارين بيست درم كل ارمنى صمغ عربى كندر دمالاخوين اجزا مساوى از جملهء ده درم تخم خشخاش سفيد مغز بادام شيرين مقشر رب السّوس نشاسته كثيرا از هريك دو درم تخم كرفس دو درم نيم افيون يك درم بزر كاكنج كه خشك باشد شش درم بدستور مقرر اقراص سازند شربتى سه درم با شربت بنفشه مقدار ده درم و قوة اين قرص تا دو سال باقى ميماند و در نسخهء شفائى وزن تخم خيارين پنج درم و وزن دمالاخوين سه درم است و باقى مساويست قرص كاكنج ديكر صنعت آن بزر البنج سفيد تخم كرفس از هريك شش درم تخم رازيانه دو درم زعفران تخم حماض مغز چلغوزه افيون كندر مغز بادام شيرين كوهى از هريك سه درم كاكنج بيست و پنج عدد مغز تخم خيارين پانزده درم شاهدانه شش درم همه را كوبيده و بيخته با ميپنحتج سرشته اقراص سازند و در بعضى نسخ كاكنج پنجاه عدد و كندر دو درم است و افيون در اين اقراص ثلثه نهايت وزن است كمى آن بر راى طبيب است معجون كاكنج جهة كرده و مثانه و بول الدّم مفيد است صنعت آن تخم كرفس رازيانه از هريك هشت مثقال تخم خيار مقشر دو درم تخم شوكران تخم حمّاض برى افيون مغز صنوبر مقشر از هريك سه درم زعفران بندق مشوى مقشر بادام تلخ مقشر از هريك سه درم نيم حب الكاكنج الجبلى الكبار بيست و پنج عدد با مثلث قوامدار بسرشند شربتى يك درم معجون كاكنج قرحهء مثانه و بول الدّم را سودمند بود صنعت آن بزر البنج تخم كرفس رازيانه از هريك هفت درم مغز فندق مغز بادام تلخ بوداده از هريك سه درم زعفران دو درم حبّ كاكنج بيست و پنج عدد كثيرا چهار درم كوفته و بيخته با مثلث سرشته معجون سازند و بعد از شش ماه يك درم با شربت خشخاش بخورند و در نسخهء شفائى بجاى مغز فندق مغز چلغوزه و مغز تخم خربزه و تخم حمّاض و افيون نيز از هريك سه درم داخل است و كفته كه با ميپنحتج بسرشند كامخ بفتح كاف و الف و فتح ميم و خاى معجمه به فارسى كامه و جمع او كوامخ و آن نانخورشى است رديّة الكيموس و معطش مفسد معده و محرق خون و مايهء مرى است و در خواص قريب بدانست و تجفيف اين كمتر از آن و مضرّ به سينه و سرفه نيست اما اكثار اين باعث تبهاى عفنى است و اورام مزمنه و در اصفهان كومه كويند صنعت آن بكيرند خمير فطير از آرد جو و كرده ساخته در زير كاه تا چهل روز پنهان كنند تا نيم خشك شود پس براورده شير كاو يا كوسفند بران ريزند و در افتاب بكذارند و فودنج را با زير حارّه مانند سياهدانه و بادروج و نمك و امثال اينها داخل كرده بكذارند تا مزاج كيرد و به كار برند و هر قدر كه بردارند بجاى آن شير تازه دوشيده داخل نمايند و بدانكه كاه كامه را از دوغ و شير جوشانيده و ابازير نيز ترتيب مىدهند كامخ نوع ديكر منقول از كثير الفوايد صنعت آن بكيرند نان را و پارچهپارچه كنند و در هر نباتى يا برك انجير تازه ته بته بچينند تا پر شود و سران را بندند و بيست روز بكذارند تا متعفن شود پس آورده بركها را دور كرده نان را خشك نمايند و كوبيده خمير فطير نمايند و نان پخته بدستور اول پارچه كرده در مرتبان با برك انجير بچينند و سر آن را بسته بكذارند تا مخمر كردد پس براورده خشك كرده كوبيده با شير تازه دوشيده خمير نمايند و در مرتبان كرده در افتاب بكذارند تا سه روز و روز چهارم با شير تازه دوشيده خمير نمايند و چوب انجير پوست كرفته در ميان آن فرو برند و در افتاب بكذارند تا سه روز و در روز چهارم نمك داخل كرده عند الحاجة به كار برند كامخ نوع ديكر صنعت آن بكيرند ربع يكمن كندم خالص و در آب جوش دهند جوش خفيفى پس براورده خشك كرده مقشر نموده اندك بريان نمايند و اس كرده آرد نرم آن را جدا كنند و درشت آن را جدا دارند و نرم آن را خمير كنند خمير سختى و كردها ساخته خشك نمايند پس بران سركه پاشيده برهم چيده بافتاب بكذارند تا سبز كردد و آرد درشت آن را در ظرف سرتنكى كرده شير تازه دوشيده بران ريزند و سه چوب انجير در آن فرو برده در افتاب بكذارند تا ده روز پس سر آن را باز كرده ملاحظه نمايند اكر خشك شده باشد شير تازه دوشيده بران ريزند و بكذارند و آن نان سبز شده را پارچهپارچه كرده بران ريزند و آن چوبهاى انجير را براورند و چوبهاى ديكر بجاى آن فرو برند كه تا بته ظرف برسد و در افتاب بكذارند تا سه روز هر روز برهم زنند تا برسد و علامت رسيدن آن آنست كه بوى چوب انجير بوى پنير شامى بهم رساند پس استعمال نمايند و آنچه از آن بردارند بجاى آن شير تازه داخل نمايند و در افتاب كذارند تا خشبو كردد و بخورند كانجى بفتح كاف و الف و سكون نون و كسر جيم و يا اسم هنديست كه از حبوب ماكول ميسازند و بهترين آن از برنج است صنعت آن آنست كه هريك از حبوب را كه خواسته باشند مهرا پخته صافى نموده در شيشه كنند و تا چهل روز يا زياده در افتاب كذارند و آن جالى و مقوى اعضا و مسكن حرارت خون و صفرا و مضر معده و مصلحش عسل و كلقند افتابى است باب الكاف مع الباء الموحّدة كباب بفتح كاف و دوباى موحّده در ميان هر دو الف كباب اسم عربى كوشت باتش برشته است و اختلاف خواص آن بحسب اختلاف لحوم است و بايد كه در برشتكى جميع اجزاى آن مساوى و بيك قرار باشد و آن مولد خون متين و مسخن بدن و كرده و محرك باه و اشتها و موافق معدهء مرطوبين و مقوى اعضا است و دير هضم و بعد از هضم مولد خون صالح و با سماق و كشنيز و فلفل و ساير ادويّهء حاره حابس اسهال مرطوبى و در محرور المزاج مورث صداع و مصلح آن سكنجبين است و خوردن آب بعد از كباب بغايت مضرّ و بهترين كبابها كباب كوشت ماهى لطيف است كه در پختكى و در برشتكى جميع اجزاى آن مساوى باشد كبر بفتح كاف و باى موحّده و راى مهمله نباتى است خاردار و پرشاخ